*113
دورتر و ديرتر
روزي از روزها
شبي از شب ها
خواهم افتاد و خواهم مرد
اما مي خواهم هر چه بيشتر بروم
تا هرچه دورتر بيفتم
تا هرچه ديرتر بيفتم
هرچه ديرتر و دورتر بميرم.
نمي خواهم حتي يک گام يا يک لحظه
پيش از آن که مي توانسته ام بروم و بمانم
افتاده باشم و جان داده باشم
همين...
+ نوشته شده در سه شنبه سوم آبان ۱۳۹۰ ساعت 2:30 توسط نمیگم!
|