***200***

  

 خوشبختی من پیدا کردن تو از میان اینهمه ضمیر بود . . . 


199

بهترین درودهایم نثار آنانی باد که کاستی هایم را میدانند و باز هم دوستم دارند!
خوشبختی یافتنی نیست ، ساختنی است . . .

198

معذرت خواهی همیشه به این معنا نیست که تو اشتباه کردی و حق با یکی دیگه است!

معذرت خواهی یعنی: 

اون رابطه بیشتر از غرورت برات ارزش داره...

197

 

با رفیقت مثل چتر رفتار نکن که هر وقت بارون بند اومد ، فراموشش کنی !!

196

اینقدر نگو : اگر ببخشم کوچک می شوم

اگر با گذشت کردن کسی کوچک می شد ، خدا اینقدر بزرگ نبود...

195

من بودم

تو

و یک عالمه حرف...

و ترازویی که سهم تو را از شعرهایم نشان می داد!!!

کاش بودی و

می فهمیدی

وقت دلتنگی 

یک آه 

چقدر وزن دارد...

194

حکایت عجیبیست رفتار ما

خداوند می بیند و می پوشاند

مردم نمی بینند و فریاد می زنند...!

193

خدایا من به عنوان بنده حاجتم را گفتم

امیدوارم اگر قرار به برآورده نشدنش هست

از حکمت تو باشد تا بی لیاقتی من...

192

خدا مرحم تمام دردهاست ، هر چه عمق خراشهای وجودت بیشتر باشد

خدا برای پر کردنش بیشتر در وجودت جای میگیرد...

191

خیلی سخته ندونی 

وقتی داری با خدا دل درد دل میکنی، 

داره به حرفت گوش میده 

یا پرده گناهات انقدر ضخیم شده که صدات به خدا نمیرسه...

*190*

آهای آدمـا، پاسُخِ "دوســت دارَم" مرســی نیــست...!

189

باران که میبارد دلم برایت تنگ تر میشود 

راه می افتم بدون چتر 

من بغض میکنم 

آسمان گریه...

188

گــاه مـــے تــوان تمــامـِ زنـــدگــے را

دَر آغوش گِـرفـتــــ ،

اگـــَــــــــر ...

تَمــامـِ زنــدگیـتــــــ " یکـــ نَفـَـر " بــاشـــد . . .

187

 

پاهایم... را که درون آب میزنم

ماهی ها جمع میشوند

شاید اینها هم فهمیده اند

عمری طعمه ی روزگار بوده امـــــ ـ...!!!

186

 

زنـدگــی ِ من و تـو ..

مثـل ِ نمــاز ِ دو رکعتـی است .

یک شک کافیست تا باطل شود . . .

185

 

خورشید هم خیانت می کند این روزها...

صبح ها دیر تَر می آید و

عصر ها زود تر می رود!!

184

 

دلَ‌م باران می‌خواهد

و چتری خراب

و خیابانی که

هیچ‌گاه به خانه‌ی تو نرسد...

183

 

صدایی که از جیب پالتوی من می آید از آن ِ هیچ موبایل ِ نداشته ای نیستــــــ

دستان ِ نیمه آهنی ِ من است که دارد از فرط ِ بی کسی

 زنگ می زند...

182

 

به هر طرف می‌چرخد

تو را می‌بیند

آفتاب‌گردانی که خورشید هم

حسرتِ سرگردانی‌ش را می‌کشد!

181

متنفــــــرم از آدمایـــی که دیوار بلندت رامیبینند

ولـــی به دنبــــال همان آجر لق ات هستند که

تا تو را فـــــــــرو بــریزنـــد

تا تو را انــــکار کنـــنـــد

و از رویتــــ رد شونـــد....


*180*

 

بچه که بودیم بستنیمونو گاز میزدن قیامت به پا میکردیم

 

چه بیهوده بزرگ شدیم

 

روحمان را گاز میزنند و هنوز میخندیم!!!!

179

بِگــذار .. توی همیــن یـکـــ جملــه ..

 

دوبـــاره عاشقِ همـ باشیـــم ! مــن نامَـت را صــدا مــی کـنـــم !...

 

تـــو بـگـــو جانَــم

178

 

دردم این نیست که او عاشق نیست

دردم این نیست که معشوق من از عشق تهی است

دردم اینست که با این سردی ها من چرا دل بستم . . . ؟

New Year

بنده ای به خدا گفت :

مگر تو از قبل سرنوشت مرا ننوشته ای، پس چرا دعا کنم؟

خدا گفت : شاید نوشته باشم

 "هر چه دعا کند..."


177

گاهــی بخــــاطرش مـانـــدن را تحمل کن

رفتــن از دســت همـه بر می آید...

176

!کم توقع شده ام!

...نه آغوشت را میخواهم نه یک بوسه...

!همین که بیایی از کنارم رد بشوی کافیست!

...مرا به آرامش میرساند حتی اصطکاک سایه هامان...

175

امتدادِ بازوانـَ ت

می شود انتهای دلدادگی

می شود همان گوشه ي دنجـی که راحت می توان

جــان داد...

174

 پُـر از  دلتنگی ام  امشـبـــ .. شانــه اتـــ .. ساعـتــی چَـنــد  رفـیـق ؟

173

به کوچه ای وارد میشدم که پیرمردی از ان خارج میشد.

پیرمرد گفت: نرو ، بن بست است...

گوش نکردم و رفتم ...

بن بست بود...

برگشتم ...

به سر کوچه که رسیدم ...

پیر شده بودم...

...

172

نگاهت رنج عظیمی است، وقتی بیادم می‌آورد که چه چیزهای فراوانی را هنوز به تو نگفته‌ام...